چرا بعضی کودکان با وجود هوش طبیعی همچنان در یادگیری ریاضی مشکل دارند؟
اختلال ریاضی یا Dyscalculia تنها به دشواری در انجام جمع و تفریق محدود نمیشود. بسیاری از این کودکان در کارکردهای اجرایی مغز نیز با چالش مواجه هستند. کارکردهایی مانند تمرکز و توجه، برنامهریزی، کنترل رفتار و حافظه کاری از پایههای اصلی یادگیری محسوب میشوند و ضعف در این مهارتها میتواند یادگیری ریاضی را دشوار کند.
در پژوهشی با عنوان «اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال ریاضی» نوشته محمدعلی پناه، تجریشی، نجاتی و واحدی در سال ۱۴۰۱ و منتشر شده در نشریه آرشیو توانبخشی، این موضوع بررسی شده است.
در این پژوهش ۲۸ کودک ۸ تا ۱۲ ساله دارای اختلال ریاضی در دو گروه آزمایش و کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان گروه آزمایش در ۱۰ جلسه توانبخشی شناختی با مدت ۳۰ تا ۴۵ دقیقه شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل تنها برنامههای معمول مدرسه را دریافت کردند.
نتایج نشان داد کودکانی که در برنامه توانبخشی شناختی شرکت کرده بودند پیشرفت قابل توجهی در کارکردهای اجرایی مغز، تنظیم رفتار و مهارتهای فراشناختی داشتند. بررسی دادهها نشان داد حدود ۴۲ درصد از بهبود کارکردهای اجرایی، ۳۲ درصد از بهبود تنظیم رفتار و ۴۳ درصد از بهبود فراشناخت به طور مستقیم ناشی از شرکت در برنامه توانبخشی شناختی بوده است. این اثر حتی پنج هفته پس از پایان مداخله نیز پایدار باقی ماند.
این یافتهها نشان میدهد تقویت مهارتهای شناختی میتواند به طور مؤثری به کودکان دارای اختلالات یادگیری، به ویژه اختلال ریاضی کمک کند.
در مداخلات تخصصی مانند کاردرمانی، گفتاردرمانی و برنامههای توانبخشی شناختی تلاش میشود مهارتهایی مانند توجه، حافظه کاری، برنامهریزی و حل مسئله تقویت شود تا مسیر یادگیری برای کودکان هموارتر گردد.