اختلال طیف اوتیسم (ASD) یکی از شرایط رشد عصبی است که بر ارتباطات اجتماعی، تعاملات و رفتارهای فرد تأثیرگذار است. در سالهای اخیر، تمرکز متخصصان و خانوادهها بر استفاده از درمانهایی بوده که به جای تمرکز صرف بر کاهش علائم، بر ارتقاء مهارتهای رشدی طبیعی کودک و توانمندسازی او در مسیر رشد تاکید دارند. رویکردهای مبتنی بر مهارتهای رشدی با هدف ایجاد محیطی حمایتی طراحی میشوند که مهارتهای اجتماعی، ارتباطی، شناختی و حسی کودک را به تدریج و هماهنگ تقویت کند. این درمانها با الگوگیری از مراحل رشد طبیعی کودک، به شکلی انعطافپذیر و فردمحور اجرا میشوند و نقش والدین به عنوان شریک درمان بسیار پررنگ است.
درمانهای مبتنی بر مهارتهای رشدی، رویکردهایی هستند که به جای تمرکز صرف بر رفتارهای مشکلساز، بر رشد پایههای ارتباط، تعامل، درک اجتماعی و بازی تمرکز دارند. این درمانها از مدلهای رشد کودک مانند Floortime یا DIR، که توسط استنلی گرینسپن توسعه یافت، الهام میگیرند. اصول کلیدی این رویکرد شامل موارد زیر است:
از دهه ۱۹۸۰ میلادی، درمانهایی مانند Floortime به عنوان جایگزینی انسانیتر برای رویکردهای رفتارگرایانه مطلق به وجود آمدند. این تحول نتیجه درک عمیقتر از این واقعیت بود که رشد اجتماعی-عاطفی پایه یادگیری است. بعدها، مدلهای رشد محور دیگر مانند SCERTS (Social Communication, Emotional Regulation, Transactional Support) و Early Start Denver Model (ESDM) ظهور کردند. این رویکردها توانستند با شواهد علمی نشان دهند که مهارتهای تعامل و زبان میتوانند با تمرکز بر مراحل رشد، نه صرفاً اصلاح رفتار، بهبود قابلتوجهی پیدا کنند.
درمانهای مبتنی بر مهارتهای رشدی اغلب نیازمند مشارکت فعال والدین هستند. والدین نه تنها در جلسات درمان حضور دارند، بلکه تکنیکها را در خانه ادامه میدهند. خانواده محیطی غنی از تعامل را فراهم میکند که کودک در آن بتواند با تکرار مهارتها، آنها را تثبیت کند. آموزش والدین توسط درمانگران باعث میشود که ابزار و مهارتهای مناسب برای پاسخدهی به علایق و نیازهای کودک را در اختیار داشته باشند. این مشارکت مداوم، باعث پیوستگی در روند یادگیری و انتقال مهارتها به زندگی روزمره میشود.
این درمانها سبب ایجاد انگیزه درونی و پیشرفت پایدار میشوند، زیرا کودک خود را درگیر فعالیتهایی میبیند که برایش جذاب و معنیدار هستند. افزایش تعامل اجتماعی، بهبود مهارتهای ارتباطی، کاهش اضطراب و انعطافپذیری بیشتر در رفتار، از مزیتهای اصلی این رویکردهاست. همچنین تأکید بر عاطفه و رابطه موجب میشود کودک امنیت روانی بیشتری احساس کند و یادگیری بدون فشار و مقاومت شکل گیرد.
برای اجرای موفق این درمانها، ابتدا ارزیابی دقیق رشدی و شناختی کودک لازم است. سپس برنامهای فردیسازی شده طراحی میشود که شامل فعالیتهای متنوع روزانه، بازیهای تحریککننده حسی، تعاملات ساختارمند و فرصتهای بازی آزاد است. درمانگر متخصص رشد کودک هر مرحله را پایش میکند و بر اساس پاسخهای کودک، روند را تنظیم مینماید. انعطاف در اجرای برنامه بسیار مهم است، زیرا کودکان اوتیسم ممکن است نیاز به سازگاری مکرر در فعالیتها داشته باشند.
مهارتهای ارتباط غیرکلامی (اشاره، نگاه، حرکات بدن)
مهارتهای ارتباط کلامی (گفتار، واژگان، جملهسازی)
بازی تعاملی و نوبتگیری
تنظیم هیجانی و کنترل اضطراب
مهارتهای اجتماعی پایه (تبریک گفتن، سلام کردن، درخواست کمک)
با وجود مزایای این رویکرد، محدودیتهایی وجود دارد. یکی از چالشها کمبود متخصصان آموزشدیده در این روشهاست. همچنین برخی خانوادهها ممکن است برای اجرای مداوم فعالیتها در خانه با مشکل زمان و انرژی مواجه شوند. هزینه درمان نیز در برخی کشورها بالاست. علاوه بر این، کودکان با نیازهای شدیدتر ممکن است به ترکیب این رویکردها با سایر مدلهای درمانی نیاز داشته باشند.
خیر. این درمانها میتوانند بهعنوان روش اصلی یا مکمل سایر رویکردها استفاده شوند. انتخاب مدل درمانی باید بر اساس نیازهای کودک و ارزیابی متخصص انجام شود.
زمان پیشرفت به شدت علائم، سن شروع درمان و میزان مشارکت خانواده بستگی دارد. معمولاً تغییرات قابل توجه بین ۶ تا ۱۲ ماه نمایان میشود.
والدین نقش کلیدی دارند زیرا تعاملات روزانه اصلیترین محرک رشد کودک هستند. ایفای نقش فعال والدین پیشرفت را چند برابر میکند.
بله، با آموزش مناسب والدین، بسیاری از فعالیتها در خانه قابل پیادهسازی هستند و استمرار آنها بسیار مؤثر است.
درمانهای رشدی برای بسیاری از کودکان مؤثر هستند، اما شدت اختلال، شرایط همزمان (مانند مشکلات زبانی یا حسی شدید) و سطح حمایت محیطی بر میزان اثربخشی تأثیر میگذارند.