گفتاردرمانی بعد از سکته مغزی

گفتاردرمانی بعد از سکته مغزی

آنچه در این مقاله میخوانید :

برای مشاوره رایگان با شماره های  02122142604  –  021267664280  تماس بگیرید و یا به شماره واتساپ کلینیک کاردرمانی آریان به شماره 09301969614 پیامک یا وویس دهید. کارشناسان ما در اسرع وقت به سوالات و مشکلات شما پاسخ می دهند.

گفتاردرمانی بعد از سکته مغزی

سکته مغزی یکی از شایع‌ترین علل بروز اختلالات گفتاری و بلع در بزرگسالان است و تأثیر آن بسته به محل و وسعت ضایعه در مغز، می‌تواند از مشکلات خفیف در تلفظ تا ناتوانی کامل در بلع یا بیان کلام متفاوت باشد. عملکرد گفتار و بلع هر دو تحت کنترل شبکه‌های پیچیده‌ای از نواحی مغزی، مسیرهای حرکتی، و عصب‌های مغزی قرار دارند. در نتیجه، هرگونه آسیب در این مسیرها می‌تواند موجب تغییر هماهنگی عضلات چهره، زبان، حنجره و حلق شود. شناخت انواع اختلالات گفتاری و بلع پس از سکته برای طراحی مداخلات توانبخشی دقیق و هدفمند اهمیت حیاتی دارد.

یکی از رایج‌ترین اختلالات گفتاری پس از سکته آفازی (Aphasia) است. آفازی یک اختلال زبانی است نه صرفاً گفتاری، و بر توانایی درک، بیان، خواندن و نوشتن اثر می‌گذارد. این مشکل معمولاً در اثر آسیب به نیمکره چپ مغز، به‌ویژه در ناحیه بروکا یا ورنیکه، ایجاد می‌شود. در آفازی بروکا بیمار می‌تواند پیام دیگران را درک کند اما در تولید جملات روان مشکل دارد؛ گفتار او کند، مقطع و همراه با تلاش زیاد است. در مقابل، در آفازی ورنیکه فرد روان صحبت می‌کند اما گفتارش فاقد معنا و سازمان است، زیرا درک زبانی مختل شده است. نوع دیگر، آفازی سراسری (Global Aphasia) است که در اثر آسیب گسترده در نواحی زبانی بروز می‌کند و هم درک و هم تولید را به طور جدی مختل می‌سازد.

نوع دوم اختلال گفتاری شایع پس از سکته دیزآرتری (Dysarthria) است؛ حالتی که در آن عضلات دخیل در گفتار—از جمله زبان، لب‌ها، فک و حنجره—بنا به ضعف یا کاهش هماهنگی، عملکرد طبیعی ندارند. در دیزآرتری، پیام زبانی در مغز به‌درستی شکل می‌گیرد اما مسیر حرکتی برای اجرای صوتی دچار اشکال است. گفتار این بیماران معمولاً آهسته، مبهم و با تُن یکنواخت شنیده می‌شود. بسته به سطح ضایعه در ساقه مغز یا مسیرهای قشری–بلعمی، شکل‌های گوناگونی از دیزآرتری مانند شل، اسپاستیک، آتاکسیک یا مختلط قابل مشاهده است. درمان آن معمولاً با تمرین‌های گفتاردرمانی برای تقویت تنفس، کشش و هماهنگی عضلات دهانی همراه است.

دسته سوم، آپراکسی گفتار (Apraxia of Speech) است. در این حالت عضلات سالم‌اند اما مغز توانایی برنامه‌ریزی و توالی‌سازی درست حرکات گفتاری را از دست داده است. بیمار می‌داند چه می‌خواهد بگوید اما در اجرای حرکات صحیح زبان و لب دچار اشتباهات ناگهانی و ناپایدار می‌شود. آپراکسی غالباً با آفازی بروکا هم‌زمان دیده می‌شود و تمرین‌های تکراری و شنیداری–دیداری برای بازآموزی الگوهای گفتاری مناسب‌ترین راهکار درمانی است.

در کنار اختلالات تولید گفتار، سکته مغزی همچنین می‌تواند موجب اختلال در بلع (Dysphagia) شود. بلع فرآیندی بسیار هماهنگ است که از فاز دهانی تا حلقی و مری، بیش از ۳۰ عضله و چندین عصب مغزی را درگیر می‌کند. آسیب به ساقه مغز، کپسول داخلی یا قشر حرکتی ممکن است کنترل عضلات زبان، حنجره و حلق را مختل سازد. در نتیجه، مواد غذایی به‌درستی به مری هدایت نمی‌شوند و خطر «آسپیراسیون» یا ورود مواد غذایی به راه هوایی افزایش می‌یابد. نشانه‌های دیسفاژی شامل سرفه یا خفگی هنگام خوردن، باقی ماندن غذا در دهان، تغییر صدا پس از بلع و کاهش وزن ناگهانی است. این وضعیت در صورت بی‌توجهی می‌تواند منجر به پنومونی انداختنی (Aspiration Pneumonia) و سوءتغذیه شود.

در فرایند توانبخشی، گفتاردرمانگر نقش اصلی در ارزیابی و بازآموزی هر دو عملکرد گفتار و بلع دارد. برای بیماران مبتلا به دیسفاژی، تمرین‌هایی چون Mendelsohn Maneuver، Effortful Swallow و Masako Exercise با هدف بهبود زمان‌بندی و قدرت انقباض حلق توصیه می‌شود. همچنین تحریک الکتریکی سطحی عضلات بلع (NMES) یا تمرین‌های حسی–دهانی جهت بازیابی حس تماس با مواد غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در بیماران آفازیک و آپراکسیک نیز تمرکز بر بازسازی شبکه‌های زبانی از طریق تحریکات چندوجهی، تمرین‌های گفتاری تکرارشونده و کمک‌های تکنولوژیک مانند برنامه‌های رایانه‌ای گفتاری مؤثر است.

در نهایت، انواع اختلالات گفتار و بلع پس از سکته، بازتاب مستقیم پیچیدگی مغز انسان در هماهنگی عملکردهای حرکتی و شناختی است. درمان این مشکلات نیازمند صبر، استمرار و همکاری میان گفتاردرمانگر، متخصص مغز و اعصاب، و تیم توانبخشی است تا بیمار بتواند دوباره با اطمینان و لذت صحبت کند و بخورد—دو فعالیتی که از بنیادی‌ترین نشانه‌های کیفیت زندگی انسان محسوب می‌شوند.

ارزیابی اولیه و تعیین سطح اختلال اولین و حیاتی‌ترین مرحله در روند درمان و توانبخشی هر نوع ناتوانی گفتاری، حرکتی یا شناختی است. این مرحله نه‌تنها پایه تصمیم‌گیری برای انتخاب مداخلات درمانی است، بلکه جهت‌گیری کلی برنامه‌ی توانبخشی و پیش‌بینی روند بهبودی را نیز مشخص می‌کند. در واقع، ارزیابی اولیه مانند نقشه‌ای است که مسیر حرکت درمانگر و بیمار را مشخص می‌سازد و بدون آن، هیچ مداخله‌ای اصولی و اثربخش نخواهد بود.

فرآیند ارزیابی از لحظه‌ی ورود مراجعه‌کننده آغاز می‌شود. گفتاردرمانگر یا کاردرمانگر پیش از هر آزمون رسمی، به مشاهده‌ی رفتار عمومی، وضعیت هوشیاری، تماس چشمی، وضعیت بدنی و نحوه‌ی ارتباط بیمار توجه می‌کند. این مشاهدات اولیه اطلاعات ارزشمندی در مورد عملکرد عصبی، شناختی و هیجانی فرد فراهم می‌آورد. در بسیاری از موارد، اولین برداشت‌های درمانگر می‌تواند نشانه‌هایی از نوع و شدت اختلال را آشکار سازد؛ برای مثال، بیمارانی با آفازی شدید معمولاً تماس چشمی برقرار نمی‌کنند و درک دستورات ساده را نیز دشوار می‌یابند، در حالی که بیماران با دیزآرتری فقط در تولید واژه‌ها مشکل دارند اما معنا را کاملاً درک می‌کنند.

پس از مشاهده اولیه، مرحله‌ی جمع‌آوری سابقه پزشکی و گفتاری آغاز می‌شود. درمانگر باید اطلاعات دقیقی از زمان بروز علائم، وجود بیماری‌های عصبی یا سکته، سابقه مصرف دارو، و تغییرات اخیر در گفتار یا بلع را گردآوری کند. این اطلاعات غالباً از طریق گفت‌وگو با بیمار یا خانواده او به‌دست می‌آید و به شناخت ریشه‌ی اختلال کمک می‌کند. در کنار داده‌های پزشکی، بررسی وضعیت روانی و عاطفی بیمار نیز ضروری است؛ زیرا اضطراب، افسردگی یا ترس از شکست می‌توانند نشانه‌های ظاهری اختلال را تشدید یا پنهان کنند.

در مرحله‌ی بعد، ارزیابی رسمی با استفاده از ابزارهای استاندارد آغاز می‌شود. گفتاردرمانگر برای بررسی بخش‌های مختلف گفتار از آزمون‌های ویژه استفاده می‌کند: ارزیابی تلفظ (Articulation Test) برای بررسی حرکات دقیق زبان و لب، آزمون‌های سیالی کلامی (Verbal Fluency Tasks) برای سنجش سرعت و سازمان گفتار، و آزمون‌های درک شنیداری و تکرار جمله جهت تشخیص نوع آفازی یا آپراکسی گفتار. در اختلالات بلع نیز از بررسی‌های دهانی–حلقی، آزمون قاشق آب، یا در صورت نیاز از ارزیابی ویدئو فلوروسکوپی (VFSS) استفاده می‌شود تا مسیر دقیق بلع شناسایی گردد و خطر آسپیراسیون تعیین شود.

سطح اختلال معمولاً بر اساس ترکیب داده‌های بالینی، عملکرد آزمون‌ها و مشاهده‌های رفتاری تعیین می‌شود. در بسیاری از مراکز از مقیاس‌هایی مانند Frenchay Dysarthria Assessment یا Functional Communication Measure (FCM) برای تعیین شدت به کارکرد گفتاری استفاده می‌شود. برای اختلال بلع نیز از مقیاس‌هایی چون Dysphagia Outcome and Severity Scale (DOSS) جهت طبقه‌بندی خفیف تا شدید بهره می‌گیرند. سطح خفیف به حالتی گفته می‌شود که بیمار با اندکی کندی یا تلاش هنوز قادر به انجام عملکرد اصلی است، درحالی‌که شدت متوسط نشان‌دهنده نیاز به تمرین و نظارت درمانگر است و شدت شدید بیانگر وابستگی بیمار به کمک دیگران در برقراری ارتباط یا تغذیه می‌باشد.

یکی از نکات اساسی در ارزیابی اولیه، شناسایی نقاط قوت بیمار است. نقطه‌ تمرکز صرف بر نقص‌ها می‌تواند انگیزه‌ی بیمار را تضعیف کند؛ درحالی‌که تعیین توانایی‌های باقی‌مانده (مثلاً درک زبانی سالم در آفازی بروکا یا حرکات چهره در دیزآرتری) امکان طراحی مداخلات مبتنی بر توان را فراهم می‌سازد. این رویکرد مثبت‌محور موجب می‌شود بیمار احساس کنترل و پیشرفت در درمان داشته باشد.

ارزیابی مؤثر باید پویا و چندبُعدی باشد، بدین معنا که تنها به یک جلسه محدود نشود. مغز انسان پس از آسیب، در حالت پلاستیسیته قرار دارد و تغییرات سریع در هفته‌های نخست ممکن است سطح عملکرد بیمار را تغییر دهد. بنابراین گفتاردرمانگر با ارزیابی‌های دوره‌ای، برنامه‌ درمانی را متناسب با پیشرفت بیمار بازتنظیم می‌کند. گاهی فقط پس از چند جلسه تمرین، بیمار از سطح شدید به متوسط ارتقا می‌یابد، که نشانگر پاسخ مثبت سیستم عصبی به تحریک و تمرین است.

در پایان، ارزیابی اولیه و تعیین سطح اختلال نه صرفاً یک مرحله تشخیصی، بلکه بنیان کل مداخلات توانبخشی است. این مرحله تصویر دقیقی از وضعیت فعلی، ظرفیت بازتوانی و مسیر احتمالی پیشرفت ارائه می‌دهد. کیفیت و دقت این ارزیابی است که تعیین می‌کند درمان چقدر هدفمند، ایمن و مؤثر پیش خواهد رفت، و در نهایت، چه میزان از توان گفتاری یا بلع بیمار قابل بازیابی است.

خانواده و مراقبین نزدیک بیمار نقشی حیاتی و غیرقابل‌انکار در فرایند درمان و توانبخشی دارند؛ نقشی که نه تنها حمایت عاطفی را در بر می‌گیرد، بلکه در شکل‌گیری رفتارهای سازگار، تداوم تمرین‌ها، و بازگشت به زندگی روزمره نیز نقشی کلیدی ایفا می‌کند. هرچند اغلب تمرکز درمان بر تخصص پزشکان و درمانگران است، اما تجربه بالینی نشان داده است که تفاوت میان موفقیت و شکست درمان در بسیاری از موارد، به کیفیت حضور و همکاری خانواده وابسته است.

در نخستین مراحل پس از بیماری یا آسیب، بیمار معمولاً با احساس ترس، ناامیدی و کاهش شدید اعتمادبه‌نفس روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی، اعضای خانواده ثبت‌کننده‌ی اولین نشانه‌های بهبودی یا پسرفت هستند و واکنش‌های آنان می‌تواند مسیر بهبودی را تقویت یا مختل کند. مراقب آگاه می‌داند که گفت‌وگوهای سرشار از امید و رفتارهای تشویق‌آمیز، به فعال شدن مسیرهای عصبی و افزایش انگیزه درمانی کمک می‌کند. در مقابل، سرزنش، دلسوزی بیش از اندازه یا انجام تمام امور به‌جای بیمار، می‌تواند احساس ناتوانی را در او تثبیت کند.

نقش دیگر خانواده در درمان، ایجاد پیوستگی محیطی است. فعالیت‌های درمانی نباید فقط محدود به جلسات درمانگر باشد؛ بلکه باید به خانه و محیط واقعی زندگی گسترش یابد. برای مثال در گفتاردرمانی، تمرین‌های زبانی باید روزانه در موقعیت‌های طبیعی مثل مکالمه‌های ساده، خرید یا تماشای برنامه تلویزیونی انجام شود. مراقب با اعطای فرصت گفت‌وگو، صبر در شنیدن پاسخ‌های کند، و پرهیز از تکمیل جملات بیمار، به او امکان می‌دهد تا مغز خود را فعال نگه دارد و ارتباط را به شکل طبیعی بازسازی کند. در بیماران دارای اختلال بلع نیز اجرای صحیح توصیه‌های درمانگر مانند وضعیت نشستن، قوام غذا، و سرعت تغذیه تنها زمانی ایمن و مؤثر است که خانواده به‌دقت آن را رعایت کند.

خانواده همچنین در فرآیند پایش پیشرفت درمان نقش فعالی بر عهده دارد. بسیاری از تغییرات رفتاری یا شناختی بیمار در خانه رخ می‌دهد و ممکن است در جلسات درمان قابل مشاهده نباشد. یادداشت مشاهدات توسط مراقب، گزارش هر گونه تغییر در گفتار، بلع، خلق‌وخو یا خواب می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در اختیار درمانگر قرار دهد تا برنامه درمانی اصلاح شود. این ارتباط مداوم میان تیم درمان و خانواده اساس درمانی پویا و دقیق است.

از سوی دیگر، نقش عاطفی و روانی خانواده نباید نادیده گرفته شود. بیماران دچار ناتوانی معمولاً با احساس شرم، وابستگی و بی‌ارزشی مواجه‌اند. حمایت احساسی خانواده به شکل پذیرفتن شرایط، استفاده از خطاب محترمانه و پرهیز از برچسب‌گذاری، سبب می‌شود بیمار هویت سالم خود را حفظ کند. در این میان، مراقبین نیز نیاز به حمایت روانی دارند؛ زیرا مراقبت مداوم از بیمار می‌تواند موجب خستگی، اضطراب و فرسودگی شود. برگزاری جلسات مشاوره خانوادگی یا گروه‌های حمایتی مخصوص مراقبین می‌تواند از بروز این فشارهای روانی پیشگیری کند و توان خانواده را برای مراقبت بلندمدت افزایش دهد.

یکی از مؤلفه‌های اساسی موفقیت درمان، آموزش خانواده توسط درمانگر است. گفتاردرمانگر یا کاردرمانگر باید به زبان ساده مکانیزم اختلال، اهداف درمان و روش‌های صحیح تعامل با بیمار را توضیح دهد. آموزش عملی در کنار بیمار، نمایش روش صحیح تمرین، یا توضیح اشتباهات رایج، باعث می‌شود خانواده به یاریگر واقعی درمان تبدیل شود نه صرفاً ناظر منفعل. تحقیقات نشان داده‌اند بیمارانی که اعضای خانواده در فرایند درمان آنان مشارکت دارند، دو تا سه برابر سریع‌تر از دیگران به اهداف درمانی خود می‌رسند.

خانواده در میان همه‌ی اجزای سیستم درمان، تنها عنصری است که پیوستگی زمانی کامل دارد؛ پس از پایان جلسات، در خانه، در بحران‌ها و در بازگشت به جامعه. بنابراین حضور آنان باید نه‌فقط به‌عنوان حامی عاطفی، بلکه به‌عنوان عضوی از تیم درمان در نظر گرفته شود. ایجاد تعامل نزدیک، آموزش مستمر، و حمایت روانی دوطرفه، می‌تواند فرایند درمان را از یک وظیفه بالینی صرف به یک تجربه انسانی عمیق تبدیل کند؛ تجربه‌ای که در آن توان‌بخشی نه فقط به بازگشت عملکرد بدن، بلکه به بازسازی امید و هویت بیمار می‌انجامد.

گفتاردرمانی بعد از سکته مغزی می‌تواند تأثیرات متعددی بر عملکرد مغز انسان داشته باشد؛ از جمله مشکلات گفتاری، زبانی، بلع، حافظه و شناخت. شدت آسیب مغزی ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد، اما در هر سطحی، گفتاردرمانی نقش مهمی در بازیابی توانایی‌های از دست‌رفته ایفا می‌کند. این مقاله کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی آریان به بررسی نقش گفتاردرمانی بعد از آسیب مغزی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه گفتاردرمانگران می‌توانند به بیماران کمک کنند تا دوباره صحبت کنند، ارتباط برقرار کنند و حتی غذا بخورند.

تأثیرات سکته مغزی بر گفتار و بلع

سکته مغزی بسته به ناحیه آسیب‌دیده در مغز، می‌تواند عملکردهای مختلفی را مختل کند. در رابطه با گفتار و ارتباط، پیامدهای شایع عبارت‌اند از:

۱. آفازی (Aphasia)

اختلال در درک یا تولید زبان. افراد دچار آفازی ممکن است نتوانند کلمات مناسب پیدا کنند، جملات بسازند یا گفتار دیگران را درک کنند.

۲. دیزآرتری (Dysarthria)

مشکل در تلفظ به دلیل ضعف عضلات گفتاری. صدای بیمار ممکن است نامفهوم، کند یا بم باشد.

۳. آپراکسی گفتاری (Apraxia of Speech)

مشکل در برنامه‌ریزی حرکات لازم برای گفتار. فرد می‌داند چه می‌خواهد بگوید، اما نمی‌تواند حرکات لازم را به درستی اجرا کند.

۴. اختلالات شناختی-ارتباطی

مشکلات در توجه، حافظه، حل مسئله و مهارت‌های اجتماعی که بر کیفیت ارتباط اثر می‌گذارند.

۵. دیسفاژی (Dysphagia)

مشکل در بلع که می‌تواند باعث سرفه، خفگی، سوءتغذیه یا آسپیراسیون (ورود غذا به ریه‌ها) شود.

نقش گفتار درمانگر بعد از سکته مغزی

گفتار درمانگر متخصصی است که با ارزیابی و طراحی برنامه بازتوانی، به بازیابی مهارت‌های ارتباطی و بلع کمک می‌کند. این اقدامات شامل:

  • ارزیابی کامل زبان گفتاری، نوشتاری، درک و حافظه
  • بررسی عملکرد بلع با تست‌های ویژه
  • تنظیم تمرینات گفتاری، زبانی، حرکتی و شناختی
  • آموزش به خانواده و مراقبین برای تقویت ارتباط بیمار
  • استفاده از ابزارهای کمکی مانند دستگاه‌های ارتباطی (AAC) در صورت لزوم

تمرینات گفتاردرمانی پس از سکته مغزی

۱. تمرینات گفتاری و زبانی (برای آفازی، آپراکسی، دیزآرتری)

  • تمرین نام‌بردن اشیا
  • جمله‌سازی ساده
  • تکرار کلمات و عبارات
  • تمرینات تولید صدا (برای تقویت تلفظ)
  • خواندن با صدای بلند
  • تمرینات نوشتاری و درک شنیداری

۲. تمرینات شناختی – ارتباطی

  • تمرین حافظه: یادآوری لیست، ترتیب رویدادها
  • تمرین توجه: تمرکز روی یک وظیفه بدون پرت شدن
  • حل مسئله: تعریف مشکلات ساده و پیدا کردن راه‌حل
  • تمرینات جهت‌یابی در زمان و مکان

۳. تمرینات بلع (برای دیسفاژی)

  • تقویت عضلات بلع با حرکات خاص زبان و حلق
  • تکنیک‌های ایمن‌سازی بلع برای جلوگیری از خفگی
  • اصلاح حالت نشستن هنگام غذا خوردن
  • انتخاب غذاهای مناسب با بافت نرم یا نیمه‌مایع
  • استفاده از تمرینات حرارتی – لمسی برای تحریک بلع

چه زمانی باید گفتاردرمانی را بعد از سکته مغزی شروع کرد؟

هرچه گفتاردرمانی زودتر آغاز شود، نتایج بهتری حاصل خواهد شد. در مواردی که بیمار توان همکاری ندارد، شروع درمان ممکن است کمی به تعویق بیفتد. با این حال، حتی در مراحل مزمن نیز گفتاردرمانی می‌تواند مؤثر باشد.

پیشرفت در گفتاردرمانی پس از سکته مغزی چگونه است؟

پیشرفت در توان‌بخشی گفتاری به عوامل متعددی بستگی دارد:

  • شدت و محل آسیب مغزی
  • سن بیمار
  • وضعیت سلامت عمومی
  • زمان شروع درمان
  • میزان حمایت خانوادگی
  • انگیزه و همکاری بیمار

در بسیاری از موارد، بیماران پس از ماه‌ها تمرین مداوم، به سطح قابل قبولی از گفتار و ارتباط می‌رسند. با این حال، در موارد شدید، ممکن است نیاز به ابزارهای جایگزین برای ارتباط وجود داشته باشد.

استفاده از ابزارهای کمکی سکته مغزی

برای بیمارانی که توان گفتار را از دست داده‌اند یا به طور موقت قادر به صحبت نیستند، گفتاردرمانگر ممکن است از وسایل کمکی استفاده کند:

  • تابلوهای تصویری یا الفبایی
  • تبلت یا موبایل با نرم‌افزارهای ارتباطی
  • روش‌های ارتباط غیرکلامی مانند اشاره، حرکات سر یا چشم

نکات کلیدی برای مراقبین بیمار سکته مغزی

  • آهسته صحبت کنید و فرصت پاسخ دادن بدهید
  • با لبخند، تماس چشمی و لحن مهربان ارتباط برقرار کنید
  • از جملات کوتاه و کلمات ساده استفاده کنید
  • از سرزنش یا اصلاح مستقیم اشتباهات پرهیز کنید
  • تمرینات را به صورت بازی‌گونه انجام دهید
  • موفقیت‌های کوچک را جشن بگیرید

جمع‌بندی

سکته مغزی می‌تواند تأثیرات جدی بر توانایی‌های گفتاری، زبانی و بلع داشته باشد، اما با مداخله به‌موقع و اصولی گفتاردرمانی، بسیاری از این مهارت‌ها قابل بازیابی‌اند. گفتاردرمانگر با استفاده از تمرینات اختصاصی، ابزارهای کمکی و آموزش خانواده، به بیمار کمک می‌کند تا دوباره با جهان ارتباط برقرار کند. صبوری، استمرار و امید، کلیدهای موفقیت در این مسیر هستند.

برای تماس و مشاوره با کلینیک کاردرمانی کودکان آریان با شماره های  02122142604  –  021267664280 تماس بگیرید و یا به شماره واتساپ به شماره 09301969614 پیامک یا وویس دهید. متخصصین ما در اسرع وقت به سوالات و مشکلات شما پاسخ می دهند.

آخرین مقالات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
9 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Robert4520
Robert4520
4 ماه قبل
Savannah524
Savannah524
4 ماه قبل
superph2
superph2
1 ماه قبل

SuperPH2? Yeah, that’s where I play sometimes. Selection’s not bad, and the site is easy to use. I’ve won a few times, nothing crazy, but enough to keep me coming back. Here’s the link superph2.

ff88game
ff88game
1 ماه قبل

FF88Game has a nice selection of games, keeping me entertained. Had a few okay wins. Worth trying out if you are new to the casino scene. Take your chance with ff88game!

spinwinapk
spinwinapk
1 ماه قبل

Hey lads, I looked at spinwinapk and its quite good. I had some fun. Check it: spinwinapk

365 slots vip
365 slots vip
1 ماه قبل

Seriously loving 365 slots vip for the huge slot variety! You can play for days and still not try all the options. Plus, sometimes they have VIP-exclusive jackpots. Don’t miss the fun at 365 slots vip.

66betcasino
66betcasino
17 ساعت قبل

Heard some buzz about 66betcasino. Gave it a go and it’s not bad. Got a few slots I dig and the live games were alright. Decent spot to check out. See what the hype is about at 66betcasino.

oknew
oknew
17 ساعت قبل

Okay, so Oknew is relatively new to me, but I’ve been pleasantly surprised. Pretty user-friendly setup, and the selection of games is decent. Worth a look if you’re hunting for something new. Get your game on at oknew!

jlmaam
jlmaam
17 ساعت قبل

JLmaam… never heard of it before, but it seems legit enough. Threw in a few bucks and had some fun. The design ain’t the best, but hey, it works. Check out jlmaam and see what you think.