یکی از بزرگترین چالشهای درمان اختلال طیف اوتیسم (ASD)، حفظ و تداوم مهارتهایی است که در فضای کلینیک یا مدرسه آموخته میشوند. در حالیکه محیطهای درمانی کنترلشده و ساختارمند هستند، واقعیت زندگی روزمره بهشدت پویا و چندوجهی است. همین تضاد موجب میشود بسیاری از مهارتهایی که کودک یا نوجوان اوتیستیک در کلینیک آموخته، در زندگی واقعی استفاده نشوند.
به همین دلیل رویکرد کاردرمانی جامعهمحور (Community-Based Occupational Therapy) پدید آمده است — مدلی نوین که مداخلات درمانی را از اتاق بسته درمانگر به قلب جامعه میبرد: خانه، پارک، فروشگاه، محل کار یا هر محیطی که کودک یا فرد بزرگسال در آن زندگی میکند.
در این رویکرد، هدف نه صرفاً آموزش مهارت، بلکه توانمندسازی فرد برای زندگی مستقل، مشارکت اجتماعی و تعامل انسانی واقعی در ساختار اجتماعی است.
کاردرمانی در جامعه بر مبنای فلسفه «درمان از طریق مشارکت واقعی در زندگی» بنا شده است. در این چارچوب، درمانگر با در نظر گرفتن ویژگیهای فرهنگی، محیطی و خانوادگی، به دنبال انتقال مهارتها از فضای درمانی به محیط زندگی روزمره است.
اهداف کلان این رویکرد عبارتاند از:
به بیانی ساده، کاردرمانی جامعهمحور بهجای اینکه فرد را به محیط درمان عادت دهد، محیط را برای پذیرش فرد آماده میکند.
۱. محیط زندگی واقعی بهعنوان ابزار درمان: خیابان، خانه، باشگاه یا محل کار بهعنوان محیط آموزش مهارتهای واقعی استفاده میشوند.
۲. مشارکت فعال خانواده: خانواده بهعنوان همکار درمانگر آموزش میبیند تا در روند درمان نقش مؤثر داشته باشد.
۳. تطبیق فرهنگی و اجتماعی: برنامه درمانی با ارزشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه فرد همسو میشود.
۴. محوریت نیازهای شخصی: هر فرد اهداف خاص خود را دارد؛ از یادگیری سلامدادن ساده تا مهارتهای شغلی پیچیده.
۵. پیوستگی درمان با جامعه: ارتباط مستقیم بین متخصصان، مدارس، کارفرمایان و نهادهای اجتماعی برقرار میشود.
۶. آموزش تعامل اجتماعی واقعی: تمرکز بر مهارتهای کاربردی مثل خرید، پرسوجوی مسیر یا کار گروهی.
۷. پیشگیری از انزوا و گوشهگیری: حضور منظم در محیطهای واقعی به تقویت انعطاف شناختی و هیجانی کمک میکند.
درمان جامعهمحور بدون مشارکت خانواده و نهادهای محلی بیاثر خواهد بود. خانواده نخستین حلقه اجتماعی کودک است و در این رویکرد، نهتنها بهعنوان ناظر بلکه بهعنوان پایهگذار رفتارهای اجتماعی سالم ایفای نقش میکند.
کاردرمانگر، والدین را در طراحی برنامه روزمره درگیر میکند تا فعالیتهای روزانه کودک مانند پوشیدن لباس، رفتن به مغازه، یا بازی در پارک بخشی از روند درمانی شوند.
از سوی دیگر، جامعه نیز باید پذیرش خود را افزایش دهد؛ با آموزش عمومی، کمپینهای آگاهیرسانی و برنامههای مشارکت اجتماعی که در آن افراد دارای اوتیسم بتوانند بدون قضاوت یا تبعیض دیده شوند.
اجرای این نوع درمان مستلزم برنامهریزی دقیق و چندمرحلهای است. فرآیند معمول از ارزیابی جامع شروع میشود: سنجش عملکرد اجتماعی، مهارتهای حسی، شناختی و حرکتی. پس از آن، درمانگر به اتفاق خانواده اهداف مشخصی را تدوین میکند — مثلاً توانایی سفر با اتوبوس یا خرید از فروشگاه.
در ادامه، درمانگر جلسات تمرین عملی در محیط واقعی برگزار میکند. گاهی این آموزشها بهصورت انفرادی و گاهی در قالب گروهی انجام میشوند تا تعامل اجتماعی نیز تقویت شود.
یکی از اصول محوری در این فرآیند، ارزیابی در شرایط واقعی (Naturalistic Assessment) است که میزان موفقیت مهارتها را نه در کلینیک، بلکه در اجتماع میسنجد.
برای اثربخشی واقعی، حضور کاردرمانگران در برنامههای شهری ضروری است. شهرداریها، مراکز توانبخشی اجتماعی، و مؤسسات غیرانتفاعی میتوانند با اجرای طرحهای همگانی، محیط شهر را برای حضور افراد اوتیستیک سازگارتر کنند.
طراحی فضاهای دوستدار اوتیسم مانند پارکهای حسی، مسیرهای آرام، و تابلوهای بصری ساده در اماکن عمومی از جمله اقدامات مؤثر است.
همچنین، ادغام کاردرمانگران در خدمات اجتماعی مانند مراکز ورزشی، فرهنگسراها و کتابخانهها میتواند مسیر طبیعیای برای تعامل اجتماعی و آموزش مهارتهای زندگی واقعی باز کند.
ایجاد برنامه روزمره ساختارمند: برنامهای که فعالیتهای درمانی در آن گنجانده شود (پیادهروی، خرید، تحصیل)
گسترش محیطهای تمرین: از خانه تا فروشگاه یا پارک، هر فضا فرصت درمانی است
اجرای سیستم پاداش اجتماعی: تشویق کودک به انجام رفتارهای اجتماعی مثبت در محیط واقعی
ایجاد گروههای همسال اجتماعی: تعامل با همسنهای دیگر برای تمرین رفتار متقابل و بازی گروهی
پشتیبانی درمانگر از راه دور: با استفاده از فناوری (ویدئوکال یا اپلیکیشن)، درمانگر به والدین در موقعیتهای واقعی کمک کند
برنامهریزی اجتماعمحور: جلسات آشنایی بین خانوادهها و مردم برای کاهش نگاه کلیشهای
اجرای این برنامهها در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، با موانع متعددی همراه است. فقدان کاردرمانگران آموزشدیده در حوزه جامعهمحور، نبود قوانین حمایتی رسمی، کمبود زیرساختهای شهری مناسب و تابوهای فرهنگی از چالشهای بزرگ محسوب میشوند.
برخی والدین نیز بهدلیل نگرانی از قضاوت اجتماعی، تمایل به حضور فرزندشان در اجتماع ندارند؛ در حالیکه انزوا بزرگترین مانع رشد اجتماعی کودک است.
برای فائق آمدن بر این موانع، نیاز به رویکردی سهسطحی وجود دارد: توسعه آموزش تخصصی درمانگران، فرهنگسازی عمومی درباره پذیرش تفاوتها، و طراحی فضاهای شهری دسترسپذیر.
روند جهانی به سوی برابرسازی فرصتها و ادغام اجتماعی (Inclusion) پیش میرود. کاردرمانی جامعهمحور در واقع راهبردی میانرشتهای است که میان سلامت، آموزش و رفاه اجتماعی ارتباط برقرار میکند.
در آینده، استفاده از فناوریهای هوشمند مانند واقعیت افزوده برای شبیهسازی محیط اجتماعی، یا طراحی برنامههای داوطلبی مشارکتی بین جوانان عادی و افراد اوتیستیک، مسیرهای تازهای از امید و همزیستی اجتماعی را رقم خواهد زد.
پیشبینی میشود در دهه پیشرو، کاردرمانی جامعهمحور نهتنها برای کودکان بلکه برای نوجوانان و بزرگسالان اوتیستیک نیز به استاندارد طلایی توانبخشی تبدیل شود – مدلی که بهجای تغییر فرد، جامعه را برای پذیرش او آماده میکند.
در کاردرمانی جامعهمحور، آموزش در محیط واقعی زندگی انجام میشود و مهارتها در تعامل با مردم تمرین میگردند، در حالی که در کاردرمانی کلینیکی تمرکز بر کنترل محرکها و آموزش در محیط آزمایشگاهی است.
بله. این روش از دوران کودکی تا بزرگسالی قابلاجراست، تنها نوع مهارتها و اهداف در هر سن تغییر میکند.
والدین در واقع همکار درمانگر هستند؛ آنها باید فعالیتهای روزمره را طبق توصیه کاردرمانگر بهصورت فرصتهای یادگیری تبدیل کنند.
خیر، اما لازم است زیر نظر کاردرمانگر مجرب انجام شود تا ایمنی فرد حفظ و مهارتها با نظم صحیح پیش بروند.
افزایش اعتمادبهنفس، استقلال در زندگی روزمره و کاهش وابستگی اجتماعی از مهمترین دستاوردهای این مدل درمانی است.