هدف استفاده از اتاق تاریک در کاردرمانی، ایجاد فضایی کنترل‌شده برای تنظیم حسی و آرام‌سازی سیستم عصبی کودک است. در بسیاری از کودکان، به‌ویژه کودکانی که در طیف اوتیسم یا اختلال پردازش حسی قرار دارند، مغز در فیلتر کردن و سازمان‌دهی ورودی‌های محیطی دچار مشکل می‌شود. آن‌ها یا به شدت از محرک‌های دیداری و شنیداری تأثیر می‌پذیرند و دچار اضطراب می‌شوند، یا برعکس، نیاز به شدت بالاتری از تحریک دارند تا بتوانند تمرکز و پاسخ مناسب نشان دهند. اتاق تاریک در کاردرمانی با هدف تنظیم دقیق این ورودی‌ها طراحی شده است تا کودکان در محیطی امن، قابل پیش‌بینی و کم‌تحریک بتوانند تجربه‌ی تعادل و آرامش حسی را بیاموزند.

در فضای اتاق تاریک، نور به حداقل می‌رسد و اغلب تنها منابع نوری ملایم و کنترل‌شده مانند فیبر نوری، چراغ‌های UV یا نورهای آرام رنگی وجود دارند که به صورت هدفمند در فعالیت درمانی استفاده می‌شوند. این محدودسازی محرک‌های دیداری، بار اضافی حسی را از مغز می‌گیرد و اجازه می‌دهد تا کودک بر احساسات بدنی، حرکت، یا محرک‌های لمسی تمرکز کند. وقتی نور و صدا کنترل شود، بدن به حالت تنظیم یافته‌تری می‌رسد و کودک فرصت پیدا می‌کند ارتباط بین حس‌های مختلف را بازسازی کند. بسیاری از درمانگران گزارش می‌دهند که کودکان کم‌واکنش یا بیش‌واکنش، در این فضا توانسته‌اند برای نخستین بار نشانه‌هایی از خودتنظیمی یا تمرکز مداوم را نشان دهند.

هدف دیگر استفاده از اتاق تاریک، تقویت ادراک بدنی و آگاهی از خود است. در نبود محرک‌های بینایی قوی، مغز بیشتر به حس‌های عمقی (پروپریوسپتیو) و لمسی اتکا می‌کند. این وضعیت کمک می‌کند کودک نسبت به بدن و حرکت خودش آگاهی بیشتری پیدا کند. درمانگر می‌تواند از ابزارهایی مانند توپ‌های نرم، تشک‌های وزنه‌دار یا وسایل نوری قابل لمس استفاده کند تا کودک رابطه بین حرکت، لمس و نتیجه‌ی آن را درک کند. درواقع اتاق تاریک با کاهش یکی از ورودی‌های اصلی (بینایی) باعث افزایش دقت سایر حس‌ها می‌شود که این در اصلاح الگوی پردازش چندحسی نقش مهمی دارد.

در سطح هیجانی، اتاق تاریک مأمنی برای تجربه‌ی احساس امنیت و کنترل شخصی است. کودکانی که در محیط‌های شلوغ دچار اضطراب حسی می‌شوند، اغلب از اتاق تاریک به‌عنوان «پناهگاه» خود استفاده می‌کنند. در این فضا درمانگر تلاش می‌کند ارتباطی آرام، بدون فشار و بر پایه‌ی اعتماد شکل دهد. استفاده از نورهای آرام مانند آبی یا بنفش ملایم در کاردرمانی اتاق تاریک باعث ترشح دوپامین و سروتونین می‌شود که هورمون‌های مرتبط با آرامش و ثبات خلق هستند. به همین دلیل، این محیط می‌تواند مقدمۀ درمان‌های ارتباطی، گفتاری یا دیداری باشد؛ زیرا ابتدا باید سیستم عصبی کودک در حالت آرامش و آمادگی قرار گیرد تا یادگیری مؤثر اتفاق بیفتد.

کاربرد دیگر اتاق تاریک در تمرین‌های ادغامی حسی است. درمانگر می‌تواند با استفاده از صداهای ملایم، نورهای متغیر، و لمس هدایت‌شده، هماهنگی بینایی‑شنوایی‑حسی را در سطحی بسیار کنترل‌شده تمرین دهد. وقتی مغز بتواند در محیطی کم‌تحریک، پاسخ مناسب به تغییرات کوچک را تمرین کند، در محیط‌های واقعی نیز بهتر با حجم زیاد اطلاعات کنار می‌آید. در نتیجه هدف بلندمدت این روش، انتقال تنظیم درونی از اتاق درمان به زندگی روزمره کودک است؛ یعنی یادگیری اینکه حتی در محیط‌های پر‌تحریک بتواند خودتنظیمی حسی را حفظ کند.

در نهایت می‌توان گفت اتاق تاریک نه فضایی منفعل، بلکه محیطی فعال و هدفمند در کاردرمانی است که همه عناصر آن—از شدت نور و دمای رنگ گرفته تا نوع حرکت و لمس—برای بازگرداندن تعادل به سیستم عصبی طراحی شده‌اند. هدف اصلی از استفاده‌ی آن، ایجاد تجربه‌ای از آرامش، تمرکز و خودآگاهی در کودک است؛ تجربه‌ای که زیربنای رشد یادگیری، گفتار، و تعامل اجتماعی در ادامه مسیر درمان قرار می‌گیرد.

اتاق تاریک کاردرمانی یکی از روش‌های تخصصی برای تنظیم حسی و آرام‌سازی سیستم عصبی کودکان است و استفاده از آن تنها به عنوان فضایی آرام محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از درمان هدفمند در کاردرمانی حسی است. این فضا به‌ویژه برای کودکانی طراحی می‌شود که در پردازش ورودی‌های حسی دچار مشکل هستند و مغز آن‌ها در فیلتر کردن، تنظیم یا پاسخ به محرک‌های دیداری، شنیداری و لمسی به درستی عمل نمی‌کند. در واقع اتاق تاریک برای کودکانی کاربرد دارد که نسبت به محیط‌های پرنور، پرصدا یا تغییرات ناگهانی، واکنش‌های افراطی یا برعکس، واکنش بسیار کم نشان می‌دهند.

یکی از گروه‌های اصلی که از اتاق تاریک بیشترین سود را می‌برند، کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم هستند. این کودکان اغلب تنظیم حسی دشواری دارند. برای برخی از آن‌ها نورهای زیاد، صداهای تند یا تغییرات محیطی می‌تواند منبع اضطراب و بی‌قراری شدید باشد. در مقابل، برخی دیگر به دلیل کم‌واکنشی حسی، نیاز به محرک‌های قوی‌تر دارند تا بتوانند بدن خود را حس کنند و به محیط واکنش نشان دهند. اتاق تاریک با کنترل میزان نور و صدا، محیطی ایجاد می‌کند که در آن، درمانگر می‌تواند میزان تحریک حسی را به آرامی تنظیم کند و کودک را به سطح واکنش طبیعی‌تری برساند. برای کودکی که از شدت نور آزار می‌بیند، اتاق تاریک پناهگاهی امن است؛ و برای کودکی که نیاز به تحریک دارد، نور و لمس کنترل‌شده در این فضا، مغز را به واکنش مناسب دعوت می‌کند.

گروه دیگر کودکان با اختلال پردازش حسی هستند. در این کودکان، مغز ورودی‌های حسی را یا به‌صورت بیش از حد یا کمتر از حد تفسیر می‌کند. کودک ممکن است در محیط‌های معمولی نتواند تمرکز کند، از شلوغی بگریزد، یا در واکنش به تماس و نور واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر نشان دهد. کاردرمانگر با استفاده از اتاق تاریک سعی می‌کند بار حسی بینایی را کاهش دهد تا سایر حس‌ها با نظم بیشتری عمل کنند. در غیاب نور شدید، مغز فرصت پیدا می‌کند تا حس عمقی، تعادل و لمس را بازسازی کند. چنین تنظیمی به مرور زمان باعث می‌شود کودک در محیط‌های عادی نیز بهتر با محرک‌ها سازگار شود.

کودکانی که اضطراب و اختلالات توجه دارند نیز از اتاق تاریک بهره‌مند می‌شوند. نورهای زیاد یا محرک‌های تصویری مداوم می‌توانند سطح برانگیختگی سیستم عصبی را بالا نگه دارند و تمرکز را دشوار کنند. ورود به فضای تاریک با نور ملایم بنفش یا آبی، فعالیت مغز را در سطح پایینی نگه می‌دارد و به کودک اجازه می‌دهد برای نخستین بار طعم تمرکز پایدار را تجربه کند. برخی کودکان که در تنظیم خواب مشکل دارند، پس از استفاده‌ی هدفمند از اتاق تاریک توانسته‌اند چرخه خواب و بیداری متعادل‌تری پیدا کنند، زیرا مغز دوباره یاد می‌گیرد میان نور و آرامش ارتباط سالمی برقرار کند.

کودکان دارای مشکلات حرکتی یا تعادلی نیز از تمرین‌های حرکتی در اتاق تاریک سود می‌برند. زمانی که ورودی‌های بینایی کم می‌شود، بدن برای حفظ تعادل بیشتر به اطلاعات عمقی و حس عضلات اتکا می‌کند. درمانگر می‌تواند در این فضا تمرین‌هایی مانند حرکت با توپ، نشستن روی تاب نرم یا کشش‌های آرام را اجرا کند تا کودک آگاهی بیشتری از بدنش پیدا کند. این تجربه توجه کودک را از محرک‌های بیرونی به درون بدن معطوف می‌کند و نقشه‌ی حرکتی ذهنی او را تقویت می‌سازد.

در کلی‌ترین نگاه، هر کودکی که در پاسخ‌های حسی خود دچار ناهماهنگی باشد—چه به‌صورت افزایش تحریک‌پذیری، چه کندی واکنش—می‌تواند از محیط کنترل‌شده‌ی اتاق تاریک سود ببرد. این فضا به درمانگر اجازه می‌دهد دقیق‌تر تشخیص دهد کدام حس بیش‌فعال یا کم‌فعال است و با ترکیب نور، لمس، صدا و حرکت، فرآیند تنظیم را تسهیل کند. در نهایت، هدف از استفاده‌ی آن ایجاد بستری برای بازسازی آرامش، تمرکز و ادغام حسی است تا کودک بتواند در مواجهه با دنیای پیچیده‌ی بیرونی، پاسخ‌هایی متعادل‌تر و هماهنگ‌تر از خود نشان دهد.

اتاق تاریک کاردرمانی فضایی هدفمند برای اجرای فعالیت‌هایی است که با هدف تنظیم حسی، افزایش تمرکز، و آرام‌سازی سیستم عصبی طراحی می‌شوند. برخلاف تصور عمومی، این فضا تنها مکانی برای استراحت و آرامش نیست، بلکه محیطی پویا برای تجربه‌ی چندحسی کنترل‌شده است و هر فعالیت در آن با دقت طبق نیاز هر کودک برنامه‌ریزی می‌شود. در این محیط، کاردرمانگر با تنظیم میزان نور، صدا، و تحریک لمسی، تلاش می‌کند کودک را به سطحی از تعادل حسی و ذهنی برساند تا بتواند در شرایط معمولی زندگی عملکرد بهتری داشته باشد.

یکی از فعالیت‌های اصلی در اتاق تاریک، بازی با نور و اشیای نورانی است. نورهای فیبر نوری، لوله‌های بابل‌دار (Bubble Tubes)، چراغ‌های UV یا توپ‌های درخشان ابزارهایی هستند که در این فضا به‌صورت هدفمند مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای کودکی که دچار بیش‌واکنشی به نور است، درمانگر از نورهای بسیار ملایم و رنگ‌های آرام مانند آبی یا بنفش استفاده می‌کند تا تحمل دیداری را افزایش دهد. در مقابل، برای کودکی که نیاز به تحریک بیشتر دارد، از الگوهای نوری متحرک و تغییر رنگ‌های تدریجی بهره می‌گیرد تا مغز را به تمرکز و دنبال‌کردن محرک دیداری تشویق کند. بازی‌های ساده مانند دنبال‌کردن نور روی دیوار یا لمس کردن اشیای درخشان به ظاهر تفریحی هستند، اما در واقع تمریناتی برای بهبود هماهنگی چشم و دست و تقویت مسیرهای بینایی در مغز محسوب می‌شوند.

فعالیت دیگر در اتاق تاریک، تمرین‌های لمسی و عمقی است که با نور کم و موسیقی ملایم انجام می‌شود تا کودک بتواند تمرکز خود را از محیط بیرون به حس‌های بدنی معطوف کند. کاردرمانگر ممکن است از توپ‌های نرم، تشک‌های وزنه‌دار یا بالش‌های حسی برای تحریک حس عمقی استفاده کند. این‌گونه فشارهای ایمن باعث ترشح اندورفین و ایجاد احساس امنیت در کودک می‌شود. در برخی موارد، ماساژهای آرام با نور کم انجام می‌شود تا سطح برانگیختگی سیستم عصبی کاهش یابد و کودک تجربه‌ای از آرامش درونی به دست آورد.

تمرین‌های حرکتی در اتاق تاریک نیز بخش مهمی از فرایند درمان است. زمانی که ورودی‌های بینایی کاهش می‌یابد، کودک مجبور می‌شود برای یافتن تعادل از حس‌های بدن خود استفاده کند. درمانگر ممکن است از تاب آرام، توپ بزرگ ژیمناستیک یا مسیرهای حرکتی نرم برای تمرین‌های کنترل بدن بهره ببرد. هدف از این حرکات، بازآموزی مغز برای استفاده‌ی صحیح از اطلاعات حسی و ارتقای آگاهی فضایی است. در محیط تاریک، کودک یاد می‌گیرد که بدون وابستگی به بینایی، بدن خود را حس کرده و هماهنگی حرکتی بهتری پیدا کند.

در اتاق تاریک همچنین فعالیت‌هایی برای بهبود هماهنگی شنیداری و دیداری انجام می‌شود. کودک ممکن است به صداهای خاصی گوش دهد و منبع آن را با کمک نور کوچک پیدا کند، یا با تغییر ریتم موسیقی واکنش حرکتی نشان دهد. این ترکیب همزمان از شنیدن و دیدن، سیستم یکپارچه‌سازی حسی را تقویت می‌کند و به مغز کمک می‌کند تا ورودی‌های چندگانه را به شکل منظم‌تری پردازش کند.

بازی‌های مشارکتی نیز بخش دیگری از فعالیت‌های این فضا هستند. کاردرمانگر با استفاده از ابزارهای نوری یا اشیای درخشان، تعامل بین کودک و درمانگر را شکل می‌دهد. این تعامل بدون فشار زبانی یا اجتماعی رخ می‌دهد، زیرا فضای تاریک اضطراب کودک را کاهش داده و ارتباط غیرکلامی را آسان‌تر می‌کند. در برخی جلسات، کودک با لمس نور یا حرکات هماهنگ، نشانه‌هایی از ارتباط عاطفی و اعتماد را نشان می‌دهد که زیربنای پیشرفت در سایر اهداف درمانی مانند گفتار، شناخت و مهارت‌های اجتماعی است.

در مجموع، فعالیت‌های انجام شده در اتاق تاریک کاردرمانی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که همه حس‌ها را — از دیداری و شنیداری گرفته تا عمقی و لامسه — در شرایط کنترل‌شده و ایمن فعال کنند. هر بازی، هر نور، و هر لمس در خدمت هدفی عمیق‌تر است: آموزش مغز برای ادغام و تنظیم درست اطلاعات حسی. نتیجه‌ی این فرایند، کودکانی آرام‌تر، متمرکزتر و هماهنگ‌تر هستند که می‌توانند واکنش‌های خود را در برابر دنیای پرتحریک بیرون بهتر مدیریت کنند.

نقش والدین در استفاده از اتاق تاریک کاردرمانی نقشی اساسی و غیرقابل جایگزین است؛ زیرا موفقیت این نوع درمان، تنها به مهارت درمانگر وابسته نیست، بلکه به میزان آگاهی، مشارکت و همکاری والدین نیز بستگی دارد. اتاق تاریک فضایی تخصصی برای تنظیم حسی و آرام‌سازی سیستم عصبی کودک است، اما اثرگذاری واقعی آن زمانی شکل می‌گیرد که والدین فلسفه‌ و هدف‌های پشت این روش را درک کرده و رفتارهای خود در خانه را متناسب با آن تنظیم کنند. در حقیقت، والدین پلی هستند میان فضای درمانی کنترل‌شده و دنیای واقعی پر از محرک‌ها که کودک باید در آن عملکرد روزمره‌اش را بازیابد.

در گام نخست، آگاهی والدین از چرایی و چگونگی استفاده از اتاق تاریک اهمیت دارد. بسیاری از والدین در ابتدا تصور می‌کنند این اتاق تنها مکانی برای استراحت یا آرام کردن کودک است، در حالی که هدف اصلی، آموزش مغز برای تنظیم ورودی‌های حسی است. درمانگر معمولاً در جلسات اولیه، مفهوم تنظیم حسی، واکنش بیش‌واکنشی یا کم‌واکنشی و اهمیت کنترل نور و تحریک را برای والدین توضیح می‌دهد. پدر و مادرهایی که این اصول را درک می‌کنند، هنگام بازگشت کودک به خانه بهتر می‌توانند محیطی مشابه و آرام فراهم کنند و رفتارهای کودک را از دیدگاه پردازش حسی تحلیل کنند، نه به‌عنوان لجبازی یا بی‌توجهی.

والدین همچنین نقش فعالی در آماده‌سازی کودک برای جلسات اتاق تاریک دارند. اگر کودک پیش از ورود به اتاق مضطرب یا آشفته باشد، نمی‌تواند از فواید فضا بهره ببرد. والدین می‌آموزند که چگونه با استفاده از جملات آرام، تماس ملایم یا موسیقی آشنا، کودک را برای ورود به محیط کم‌نور آماده کنند. در برخی موارد، حضور والد در ابتدای جلسه باعث افزایش احساس امنیت کودک می‌شود. کودکان دارای اضطراب جدایی یا ترس از تاریکی، در کنار والد احساس اعتماد بیشتری می‌کنند و به‌تدریج می‌توانند بدون حضور او وارد اتاق شوند.

نقش دیگر والدین در استمرار اثر درمان در خانه است. اتاق تاریک با هدف ایجاد تنظیم حسی موقتی طراحی نشده، بلکه به دنبال ایجاد الگوی پایدار در مغز است. بنابراین درمانگر توصیه‌هایی برای خانه ارائه می‌دهد؛ مانند استفاده از نورهای ملایم هنگام خواب، کاهش صداهای ناگهانی، یا فراهم کردن گوشه‌ای آرام برای استراحت حسی کودک. والدینی که این توصیه‌ها را اعمال می‌کنند، به مغز کودک فرصت می‌دهند آنچه در جلسات آموخته را در محیط واقعی تمرین و تثبیت کند.

ارتباط مستمر میان والدین و کاردرمانگر نیز بخش مهمی از موفقیت درمان است. والدین باید تغییرات رفتاری، واکنش‌های جدید یا علائم اضطراب کودک را به درمانگر گزارش دهند تا برنامه درمانی به‌صورت پویا تنظیم شود. گاهی افزایش تحریک‌پذیری یا پرخاشگری پس از جلسات، نشانه‌ی فعال شدن مسیرهای عصبی جدید است و درک این موضوع از سوی والدین، مانع از برداشت نادرست و قطع درمان می‌شود. این همکاری دو‌طرفه سبب می‌شود روند درمان فردمحور و دقیق پیش برود.

از سوی دیگر، نقش والدین در الگوسازی آرامش و رفتار‌های منظم حسی قابل توجه است. کودکی که مشاهده می‌کند والدین خود در محیط‌های پر‌تحریک آرام می‌مانند یا هنگام خستگی از روش‌های خودتنظیمی استفاده می‌کنند (مثلاً خاموش کردن چراغ‌ها، گوش دادن به موسیقی ملایم، یا چند دقیقه تنفس عمیق)، این رفتارها را تقلید خواهد کرد. اتاق تاریک به کودک کمک می‌کند نسبت به احساسات بدنش آگاه شود، اما این آگاهی زمانی معنا پیدا می‌کند که در زندگی روزمره والدین نیز چنین الگوهایی را مشاهده کند.

در نهایت می‌توان گفت حضور آگاهانه و فعال والدین، بخش جدایی‌ناپذیر از درمان اتاق تاریک است. آن‌ها نه فقط همراه، بلکه شریک درمان محسوب می‌شوند. هر تصمیم کوچک آن‌ها در نورپردازی منزل، نحوه واکنش به رفتار کودک یا حتی در انتخاب فعالیت‌های روزانه، بر نتایج درمان تأثیر می‌گذارد. وقتی والدین یاد می‌گیرند با نگاه حسی به فرزند خود نزدیک شوند، محیط خانه نیز به امتداد درمان تبدیل می‌شود؛ جایی که مغز کودک می‌تواند در آرامش، آموخته‌های اتاق تاریک را در زندگی واقعی به کار گیرد.

اتاق تاریک چیست؟

اتاق تاریک یا سنسوری روم یک اتاق با تجهیزات ویژه می باشد که برای ایجاد تحریکات حسی در افراد دارای اختلالات حسی طراحی شده است. در واقع تجهیزات واقع در سنسوری روم، حواس مختلف را تحریک می کنند و همین امر باعث رشد حواس می شود. اتاق تاریک برای افرادی مناسب است که مغز آن ها در درک و پردازش اطلاعات مشکل دارد. رژیم تحریک با توجه به عوامل مختلفی تعیین می شود و کاملا شخصی سازی می شود. برای افرادی با آستانه تحریک بالا از محرک های قوی استفاده می شود و برای افرادی با آستانه تحریک پایین از محرک های ضعیف استفاده می شود.

سنسوری روم برای چه افرادی مناسب است؟

همانطور که گفته شد این اتاق برای افراد دارای اختلالات حسی مناسب است. اختلال حسی یک آسیب مغزی می باشد که خود را به صورت حساسیت بیش از حد یا حساسیت های بسیار پایین نشان می دهد. البته ممکن است فرد در برابر یک محرک بیش حس باشد و در برابر محرک دیگری کم حسی داشته باشد. این اختلال در زندگی بیمار تاثیر قابل توجهی می گذارد؛ برای مثال تصور کنید فردی به گرما حساسیت نداشته باشد! البته سنسوری روم به درمان طیف وسیعی از بیماری ها کمک می کند. برخی از این بیماری ها عبارت اند از: 1 ) اوتیسم 2 ) اختلالات بیش فعالی 3 ) انواع اختلالات یادگیری.

مزایای استفاده از سنسوری روم یا اتاق تاریک

این روش درمانی بعنوان یک روش درمانی مکمل نقش مهمی در بهبودی فرد دارد و سرعت درمان را چند برابر می کند. البته توجه داشته باشید که رژیم تحریکی باید بر اساس نیاز های فرد طراحی شود تا بهترین نتیجه برای بیمار حاصل شود. با ما همراه باشید تا مهم ترین مزایای اتاق تاریک در کلینیک کاردرمانی آریان را به شما معرفی کنیم:

مزایای استفاده از سنسوری روم یا اتاق تاریک

تحریک های حسی گوناگون

گاهی ممکن است کودکان از کم حسی یا بیش حسی رنج ببرند؛ با استفاده از اتاق تاریک می توان حس درک و آگاهی را در کودکان تقویت نمود. در سنسوری روم تجهیزات ویژه ای وجود دارند که هر یک از آن ها مسئول تحریک یکی از حواس هستند. برای مثال لامپ های LED باعث تحریک بینایی کودک می شوند یا جعبه های شنی قدرت حس لامسه را در کودک شما تقویت می کنند. استفاده از هر یک از تجهیزات این اتاق باید با نظر تخصصی کاردرمانگر انجام گیرد. تحریک حواس مختلف باعث می شود تا کودک بتواند کنترل بیشتری روی رفتار خود داشته باشد. درمان کم حسی یا بیش حسی در کودکان سبب می شود تا آن ها بتوانند بهتر از قبل با دنیای بیرون ارتباط بگیرند.

بهبود تمرکز کودک با استفاده از اتاق تاریک

کودکان مبتلا به اختلالات رشد در حفظ تمرکز خود دچار مشکل می شوند. در اتاق تاریک محرک های اضافی کنار می روند و کودک می تواند روی یک محرک تمرکز کند. یک محرک ممکن است چند حس را درگیر کند. برای مثال انجام بازی های ویدئویی در اتاق تاریک می تواند همزمان حواس لامسه، شنوایی، بینایی و … را درگیر کند. انجام این بازی و سایر تمرینات در سنسوری روم سبب افزایش توجه و تمرکز کودک می شود و کودک را برای رویارویی با زندگی واقعی خود و موقعیت های مختلف آماده می کند.

استرس زدایی

ممکن است کودک شما در صورت تجربه برخی از حس ها آشفته شود و واکنش های شدیدی از خود نشان دهد. اتاق تاریک محیطی آرام را در اختیار این کودکان می گذارد. در این محیط کودکان آرام می شوند و کنترل احساسات خود را می آموزند. برخی از تجهیزات و نور های موجود در این اتاق خاصیت آرامش بخشی دارند؛ برای مثال دستگاه نویز سفید کاربرد تسکین دهی برای کودکان دارد. استفاده از این دستگاه ها در مرحله اول باعث آرام شدن کودک می شود و سپس قدرت درک را در کودک بهبود می بخشد.

اجتماعی شدن کودک در سنسوری روم

درمان هایی که در سنسوری روم انجام می شوند اصولا به صورت فردی است؛ اما در برخی از مراکز کاردرمانی برای کودکانی که مشکلات مشابه دارند از درمان گروهی استفاده می شود. کودکان، فضایی امن را در اتاق تاریک تجربه خواهند کرد و می توانند به صورت گروهی از تجهیزات استفاده کنند. کودک در این محیط با دوستان خود همکاری می کند و اجتماعی بودن را می آموزد.

اجتماعی شدن کودک در سنسوری روم

تمرینات اتاق تاریک برای تحریک حواس مختلف

با توجه به اینکه کاردرمانگر قصد تحریک کدام حواس را دارد؛ تمرین های مختلفی را برای کودک در نظر می گیرد. این تمرینات عبارت اند از:

1 ) تمریناتی برای تحریک حس عمقی: 

⦁ هل دادن میز یا گاری

⦁ کشیدن طناب

⦁ بازی لی لی

⦁ بلند کردن وزنه

⦁ پریدن

⦁ شنا کردن

2 ) تمرینات اتاق تاریک برای تحریک حس شنوایی:

⦁ گوش دادن به موسیقی 

⦁ گوش دادن به صدا های طبیعت

⦁ آموزش نواختن موسیقی به کودکان

⦁ استفاده از هدفون های مخصوص برای حذف صدا های مزاحم

3 ) تمرینات اتاق تاریک برای تحریک حس بینایی:

⦁ استفاده از لامپ های LED 

⦁ استفاده از رشته نوری

⦁ انجام بازی های ویدئویی

⦁ دیدن تصاویر و ویدئو از طریق تلویزیون در سنسوری روم

4 ) تمرینات برای تحریک حس بویایی: کاردرمانگران در طول جلسات درمانی ممکن است بوهایی را در فضا پخش کنند. این بوها عبارت اند از:

⦁ بوهای آرامش بخش مانند بوی وانیل، یاس، گل رز و …

⦁ بوهای تحریک کننده حس بویایی مانند بوی مرکبات، نعناع و … .

5 ) تمرینات اتاق تاریک برای حس چشایی:

⦁ استفاده از مزه های قوی مانند سرکه برای کودکان دچار به کم حسی

⦁ استفاده از بستنی و تکه های یخ

⦁ استفاده از غذا های ترد مانند سبزیجات خام و چوب شور

⦁ استفاده از اسباب بازی های جویدنی

6 ) تمرینات برای تحریک حس لامسه:

⦁ بافندگی یا خیاطی

⦁ استفاده از جعبه شنی و توپ های مخصوص

⦁ نقاشی با دست روی شن

⦁ بازی با خمیر 

⦁ ماساژ دست و تقویت عضلات.

تجهیزات مورد استفاده در سنسوری روم

هر اتاق تاریک با توجه به کاربرد هایی که دارد از تجهیزات مختلفی تشکیل شده است. برخی از تجهیزات معروف سنسوری روم عبارت اند از: 1 ) توپ cp 2 ) تونل بی نهایت 3 ) ترامپولین 4 ) بابل تیوپ 5 ) تجهیزات تعادلی 6 ) اسکوتر 7 ) فیبر های نوری 8 ) رولر های مربوط به کاردرمانی.

تجهیزات مورد استفاده در سنسوری روم