اختلال طیف اوتیسم (ASD) یکی از مهمترین چالشهای آموزشی و رفتاری در مدارس است. این اختلال که با تفاوت در مهارتهای ارتباطی، اجتماعی و الگوهای رفتاری همراه است، نیازمند برنامههای توانبخشی ویژه در چارچوب آموزشی میباشد.
در این میان، کاردرمانی در مدرسه (School-Based Occupational Therapy) بهعنوان یکی از ابزارهای بنیادین در آموزش و توانبخشی کودکان اوتیستیک شناخته میشود. هدف این مداخله، بهبود عملکرد فردی، مشارکت در فعالیتهای کلاسی، ارتقای مهارتهای خودیاری و افزایش استقلال عملکردی است.
برخلاف درمانهای کلینیکی، کاردرمانی در محیط مدرسه تمرکز خود را بر یادگیری عملکردی در بستر واقعی تحصیل و زندگی روزانه قرار میدهد. این نوع مداخله، درمان را از فضای درمانی به محیط واقعی آموزشی منتقل میکند و در نتیجه، تعمیمپذیری مهارتها را افزایش میدهد.
کاردرمانی مدرسهمحور شامل ارزیابی، طراحی و اجرای فعالیتهایی است که با مشارکت فعال دانشآموز انجام میشود تا عملکرد او در محیط آموزشی بهبود یابد.
در دانشآموزان اوتیستیک، چالشهایی مانند دشواری در تنظیم توجه، پردازش حسی، مهارتهای حرکتی ظریف (نوشتن، برش، نقاشی) و مهارتهای اجتماعی وجود دارد. کاردرمانگر در مدارس تلاش میکند تا با استفاده از روشهایی عملی و متناسب با شرایط کلاس، زمینهی موفقیت تحصیلی و رفتاری دانشآموز را فراهم سازد.
اهداف کلی این مداخلات عبارتاند از:
مدرسه نقش حیاتی در موفقیت برنامههای کاردرمانی دارد. از آنجا که بخش عمدهای از زمان کودک در مدرسه سپری میشود، محیط آموزشی نخستین عرصه برای تمرین مهارتهای جدید است.
مدیریت مدرسه باید فضای لازم برای اجرای جلسات کاردرمانی را فراهم کند؛ معلمان باید آموزش ببینند تا بتوانند فعالیتهای درمانگر را در چارچوب درسی ادغام کنند. هماهنگی میان تیم آموزش، درمانگران، مشاور و والدین، اساس اجرای مؤثر برنامههای مدرسهمحور است.
همچنین درمانگر باید برنامههایی طراحی کند که نهتنها در اتاق درمان بلکه در موقعیتهای واقعی کلاس مانند زمان استراحت، کارگروهی، یا فعالیتهای هنری قابل اجرا باشند.
کاردرمانگر بسته به نوع نیاز کودک، مداخلهها را در قالبهای مختلفی اجرا میکند: انفرادی، گروهی یا درونکلاسی.
در مدل درونکلاسی (In-Class Therapy)، درمانگر بهصورت همزمان با فعالیتهای معلم مداخله میکند تا کودک بتواند مهارتها را در جریان واقعی یادگیری به کار گیرد.
در جلسات انفرادی، تمرکز بر اهداف خاصی مانند تنظیم حسی یا مهارت نوشتن است. جلسات گروهی معمولاً برای بهبود ارتباط و مهارتهای اجتماعی طراحی میشوند.
بهکارگیری ابزارهای کمکی مانند مدادهای مخصوص، صندلیهای بالانس، توپهای نشستن یا تابهای حسی نیز از روشهای رایج برای تسهیل تمرکز و کاهش رفتارهای کلیشهای به شمار میرود.
موفقیت مداخلههای کاردرمانی بدون همکاری نزدیک معلم و درمانگر ممکن نیست. معلمها باید آموزش ببینند تا بتوانند تمرینات درمانگر را در برنامهی روزمرهی آموزشی پیاده کنند. این همکاری باعث میشود کودک احساس یکپارچگی داشته باشد و درمان را بهصورت بخشی از یادگیری روزانه تجربه کند.
بهعنوان مثال، درمانگر ممکن است به معلم پیشنهاد دهد در میان فعالیتهای نوشتاری، زمانهای استراحت کوتاه عضلانی را لحاظ کند تا از خستگی یا اضافهتحریک حسی جلوگیری شود.
معلمان همچنین بهعنوان ناظران ارتباطی، تغییرات رفتاری کودک را به تیم درمانی گزارش میکنند تا تنظیم برنامهها دقیقتر صورت گیرد.
نور و صدا: نور طبیعی، کاهش بازتابها و حذف صداهای مزاحم برای بهبود تمرکز
نشیمنگاه مناسب: استفاده از صندلی قابل تنظیم یا توپ نشستن برای تحریک تعادلی
فضای سازمانیافته: تفکیک واضح نواحی کاری و بازی برای درک بهتر زمان و مکان
رنگبندی محیط: استفاده از رنگهای آرام (آبی، سبز ملایم) برای کاهش اضطراب حسی
ابزارهای بصری: جدول برنامه روزانه، کارتهای جهتدهنده و تصاویر راهنما برای پیشبینی فعالیتها
گوشهی آرامش (Calm Corner): محلی برای استراحت کودک در زمان استرس جهت بازگشت به تعادل
علیرغم اهمیت بالای این مداخلات، چالشهای متعددی در مسیر اجرای آن وجود دارد. کمبود نیروی متخصص، عدم آگاهی کافی در میان پرسنل آموزشی، محدودیت فضا و هزینه، و همچنین نگرشهای منفی نسبت به تفاوتهای رفتاری کودکان اوتیسم، برخی از این موانع هستند.
در بسیاری از مدارس، هنوز مفهوم کاردرمانی صرفاً به تمرینهای حرکتی محدود میشود و نقش آن در رفتار، یادگیری و تنظیم هیجانی نادیده گرفته میشود.
پرداختن به آموزش معلمان، ایجاد واحدهای حمایتی در مدارس و گسترش همکاری بینبخشی میان آموزش و بهداشت میتواند به رفع تدریجی این چالشها کمک کند.
پژوهشهای بینالمللی نشان دادهاند که اجرای کاردرمانی مداوم در مدارس میتواند پیشرفت معناداری در مهارتهای تحصیلی، توجه، سازگاری اجتماعی و کنترل رفتارهای خودتحریکی ایجاد کند.
کودکان اوتیستیک پس از چند ماه شرکت در برنامههای مدرسهمحور، معمولاً افزایش تعامل با همسالان، کاهش اضطراب موقعیتی و پیشرفت در نوشتن و درک دستورات را تجربه میکنند.
همچنین، والدین گزارش میدهند که مهارتهای یادگرفتهشده در مدرسه به زندگی روزمره کودک در منزل نیز انتقال پیدا کرده است؛ بنابراین میتوان گفت کاردرمانی مدرسهمحور، حلقهی اتصال آموزش و درمان است.
در آینده، روند جهانی آموزش فراگیر (Inclusive Education) نقش کاردرمانی را بیشتر پررنگ خواهد کرد. مدارس باید به محیطهایی تبدیل شوند که نهتنها آموزش دهند، بلکه رشد حسی، حرکتی و هیجانی را نیز پرورش دهند.
ضروری است که سیاستگذاران آموزشی، جایگاه کاردرمانگران را در مدارس رسمی کنند و استانداردهایی برای همکاری درمانگر با معلمان تدوین نمایند.
ترکیب کاردرمانی سنتی با فناوریهای نو مانند واقعیت مجازی (VR)، تحلیل حرکت با سنسور و بازیدرمانی دیجیتال، میتواند افقهای تازهای برای بهبود یادگیری و کیفیت زندگی دانشآموزان دارای اوتیسم بگشاید.
خیر. کاردرمانی مدرسهمحور برای طیف وسیعی از مشکلات مانند بیشفعالی، اختلالات یادگیری، حرکتی و هیجانی کاربرد دارد، اما در اوتیسم اهمیت ویژهتری دارد.
بسته به شدت مشکلات کودک، معمولاً یک تا سه جلسه در هفته همراه با فعالیتهای روزانه درونکلاسی برنامهریزی میشود.
درمان در مدرسه در محیط واقعی آموزش انجام میشود و هدف آن تعمیم مهارتها به فعالیتهای روزانه است، در حالی که درمان کلینیکی در فضای کنترلشده و متمرکز بر مهارت خاص انجام میشود.
در مدارس فراگیر، این همکاری بخشی از برنامه رسمی حمایتی است و معلمان موظفاند با درمانگر برای تنظیم محیط کلاسی همکاری کنند.
از ابتدای ورود به مهد یا پیشدبستانی تا سنین ابتدایی بهترین زمان برای آغاز است، زیرا در این دوران انعطافپذیری عصبی مغز بیشترین سطح را دارد.